عاشقانه ترین نگاهم را روی قایقی از باد نشاندم وپارو زنان سوی تو فرستادم وقتی به ساحل نگاه تو رسید تو چشمانت را بستی و قایقم ، غرق شد
-+-+-+-+-+-+-+-+-+-
باغبان ز من آزرده مشو غنچه نچیدم ……پاره های جگر است اینکه به دامن دارم
-+-+-+-+-+-+-+-+-+-
قلب من به اندازه ی دست مشت کرده ام است….من در عجبم که تو با این همه عظمتت چگونه در آن جای گرفتی؟…چنان جای گرفتنی که تا ابد خیال رفتن نداری..
-+-+-+-+-+-+-+-+-+-
با تو دارد گفت و گو شوریده مستی…مستم و دانم که هستم من…ای همه هستی ز تو…آیا تو هم هستی...؟؟!
-+-+-+-+-+-+-+-+-+-
عشق چیزه عجیبیه در اوج خودش{عشق} به نفرت و دشمنی تبدیل میشه
شب رفتنت عزیزم هرگز از یادم نمیره
واسه هر کسی که میگم قصه شو آتیش میگیره
خیلی مقدسی برام مثل تموم آیه ها
از تو برای تو میگم که لحظه هام به پای توست
خونه ی قلبم کوچیکه
اما . . .
همش به نام توست
اگر یار مرا دیدی به خلوت
بگو ای بی وفا ای بی مروت
گریبانم ز دستت چاک چاک است
نخواهم دوخت تا روز قیامت