سفارش تبلیغ
تی شرت درخشان LED
این تیشرت دارای یک پنل LED است
که با صدای محیط به حرکت در می‌آید

ساعت سامورایی LED آبی
این ساعت مانند یک دستبند است که در زمان دلخواه ساعت آن ظاهر می شود.
تلویزیون دیجیتال
دریافت دیجیتال کانالهای تلویزیونی و ماهواره‌ای روی لپ‌تاپ و کامپیوتر
تلویزیون دیجیتال
مشاوره ازدواج - عاشق دلباخته
عاشق دلباخته
 || مدیریت  ||  شناسنامه  || پست الکترونیــک  ||  RSS  ||

وقتی داماد کوچکتر است...

عاشق دلباخته :: یکشنبه 10/11/89 ساعت 11:18 عصر


وقتی داماد کوچکتر است...


مرگ عشق


 


 




 


 


لازم نیست حتما پای صحبت مادربزرگ ها و ریش سفیدهای فامیل بنشینید تا بشنوید که زن باید در چهار چیز از مرد کمتر باشد و یکی از آنها سن است؛ این اعتقاد سنتی هنوز هم پس ذهن خیلی از خانواده های ایرانی جا خوش کرده و بزرگترین مانع ازدواج دختران و پسرانی است که فاصله سنی معکوس دارند.


 


 




با این حال، اگر شما هم جزء کسانی هستید که معتقدند در دنیای مدرن این حرف ها جای بحث ندارد و ازدواج امروزی چیزی فراتر از سن و قد و علم و مال است، توصیه می کنیم قبل از هر اقدامی چند دقیقه ای پای صحبت جامعه شناسان و روانشناسانی بنشینید که چند پیراهن از شما بیشتر پاره کرده اند و چند کتاب بیشتر از شما خوانده اند؛ بعد از آن مختارید هر طور که دوست دارید تصمیم بگیرید؛ اما نه با چشم و گوش بسته!


نه، تو تنها نیستی!



ازدواج

قبل از هر چیز، بگذارید چند برگ از آمارهای رسمی را برایتان رو کنیم که نشان می دهند ازدواج هایی با فاصله سنی معکوس در حال رواج است.


 بررسی هایی که در فاصله سال 84 تا 87 انجام شد، نشان می داد که این نوع ازدواج ها به صورتی کند و زیر پوستی در حال افزایش هستند. به طوری که در شش ماه اول سال 87 در 77.4 درصد از ازدواج ها مرد از زن بزرگتر بوده و در 10.4درصد ازدواج ها، کوچکتر.


در حالی که همین فاصله سنی معکوس در سال 1384 10.1درصد بود. بنابراین رشد 0.3 درصدی، اگر چه ممکن است خیلی رقم زیاد و فاجعه باری نباشد اما می تواند خبر از یک تغییر الگوی ازدواج در جامعه ایران بدهد که از نظر جامعه شناسان کمی خطرناک است.




یکی از مهمترین دلایل طلاق در میان همسران، بروز تفاوت سنی معکوس است. یعنی بزرگتر بودن زن از مرد، چون این پدیده چه از نظر فرهنگی و چه از نظر اجتماعی در جامعه ما پذیرفته شده نیست.فرهنگ سنتی ایران می گوید


بزرگتر بودن مرد در ازدواج یک ارزش است



محققان چه می گویند؟



 


ازدواج

دکتر امان الله قرایی مقدم، سرشناس ترین جامعه شناس و محققی که روی این موضوع پژوهش انجام داده، می گوید: «ما با تحقیقاتی که روی 2 هزار و 167 پرونده طلاق انجام دادیم، به این نتیجه رسیدیم که یکی از مهمترین دلایل طلاق در میان همسران، بروز همین تفاوت سنی معکوس است. یعنی بزرگتر بودن زن از مرد، چون این پدیده چه از نظر فرهنگی و چه از نظر اجتماعی در جامعه ما پذیرفته شده نیست.


فرهنگ سنتی ایران می گوید بزرگتر بودن مرد در ازدواج یک ارزش است و حتی در محافل و مناطق روستایی هم، شعرهایی در این خصوص سروده اند، بنابراین این گونه به نظر می رسد که اگر این ازدواج ها محکم نباشد، در مدت کوتاهی با شکست مواجه می شود.


از سوی دیگر، خام بودن جوانان و تحت تأثیر احساسات قرار گرفتن، یکی دیگر از دلایلی است که موجب چنین ازدواج هایی می شود، زیرا باید در نظر داشت برخی جوانان با توجه به بالا بودن درایتی که زن در برخی موارد دارد، ممکن است تحت تأثیر قرار بگیرند. به خصوص که در یک سن خاص زن خیلی بهتر می تواند مرد را رام کند.


 اگر آن زن از موقعیت اجتماعی و اقتصادی خوبی هم برخوردار باشد که این کار آسان تر انجام می گیرد، چون پسرانی که حداقل لوازم زندگی را دارند برای فرار از به دست آوردن این امکانات، ترجیح می دهند چنین ازدواج هایی داشته باشند. البته شاید چنین ازدواج هایی نکات مثبتی هم داشته باشند مثل اداره زندگی از سوی زنی آگاه و مدیر.


ولی کنار این نکات مثبت، این نکات منفی است که خود نمایی می کند زیرا اگر خود فرد پذیرای شرایطش باشد، تا اندازه ای می تواند نگاه جامعه و مردم را تحمل کند و تأثیرات منفی این برخوردها همیشه در زندگی خانوادگی آنان بروز می یابد.»






همیشه این زوج های ناراضی و شکست خورده هستند که به روانشناسان مراجعه می کنند و زوج های موفق، دلیلی برای مراجعه های این چنینی ندارند. بنابراین قرار نیست هر هشداری که روانشناسان می دهند، به معنی شکست حتمی یک ازدواج با فاصله سنی معکوس باشد. اما باز این هم دلیل نمی شود که صحبت های این روانشناسان و جامعه شناسان را جدی نگیرید و به هشدارهای آنها فکر نکنید




 زنی به جای مادرتان


 


اما در مقابل، دیدگاه مثبت تری هم وجود دارد  که در صحبت های دکتر ایرانپور، تحلیل گر مسائل خانواده به آن می رسیم: «اگر تفاوت سنی میان زن و مرد 3 تا 4 سال باشد، از یک حد معمولی برخوردار است.

در این شرایط زنی که 3 یا 4 سال بزرگتر از شوهرش است، معمولا در برابر موضع مرد کوتاه می آید و می کوشد مطیع باشد.


در صورتی که هر چه این تفاوت سنی افزایش یابد، حس مادری، خواهر گونه و یا سرپرست در زن بیشتر می شود.


مثلاً زنی که 10 سال و یا بیشتر از همسرش بزرگتر است، همواره همانند مادر یا خواهر بزرگتر با شوهرش برخورد می کند.»


 




چشمان کاملا باز



 


دکتر حسین ابراهیمی مقدم، روانشناس بالینی و استاد دانشگاه علوم پزشکی تهران هم سعی می کند طرف مثبت و منفی این ماجرا را از نگاه روانشناسی توضیح دهد: «معمولا گفته می‌شود اختلاف سن چهار تا هفت سال مناسب است اما باید به نکاتی توجه کنیم. اولا خانم‌ها زودتر به بلوغ عقلی و جسمی می‌رسند و در نتیجه پختگی‌ روانی لازم را زودتر پیدا می‌کنند.
ازدواج

موضوع دیگر، زایمان و بارداری است که در نتیجه آن طراوت و شادابی خود را زودتر از دست می‌دهند و تفاوت‌ها آشکار می‌شود. نیازهای جنسی خانم‌ها نیز زودتر فروکش می‌کند، در حالی که در آقایان این طور نیست.


موضوع دیگر، آمادگی زودتر زنان برای ازدواج و بلوغ اجتماعی است و بنابراین فاصله چهار تا هفت سال را می‌توان پیشنهاد کرد که هماهنگی همسران بیشتر و احتمال بروز اختلاف کمتر است. اگر اختلاف تحصیلات و طبقاتی و... وجود نداشته باشد، با رعایت اختلاف سن مناسب، اختلاف همسران به حداقل می‌رسد.


اما الزاما نمی توان گفت که اگر زن از مرد بزرگ‌تر باشد، ازدواج به شکست می‌انجامد. چون اختلاف سنی مناسب فقط یکی از معیارهای ازدواج ایده‌آل است اما ممکن است بعضی موارد به طلاق ‌انجامد یا مرد خانواده دو بار ازدواج ‌کند و راه‌های ناصواب را در پیش ‌گیرد.


البته مواردی هم وجود داشته است که زنی از مرد بزرگ‌تر بوده و زندگی موفقی هم داشتند اما آنان آگاهانه با علم به نادرست بودن این کار، اقدام به ازدواج کرده‌اند و دوم اینکه از پیش آماده شده اند که بسوزند و بسازند.


چون واقعیت این است که عشق بدون تدبیر، ‌یک جور دیوانگی است و احتمال موفقیت ازدواج و زندگی را کم می‌کند.»


 


 




شاید شما خوشبخت شوید!



 



ازدواج

بله درست است! همیشه این زوج های ناراضی و شکست خورده هستند که به روانشناسان مراجعه می کنند و زوج های موفق، دلیلی برای مراجعه های این چنینی ندارند.


بنابراین قرار نیست هر هشداری که روانشناسان می دهند، به معنی شکست حتمی یک ازدواج با فاصله سنی معکوس تعبیر شود.  اصلا شاید شما جزو موارد موفق این ازدواج ها باشید.


اما باز این هم دلیل نمی شود که صحبت های این روانشناسان و جامعه شناسان را جدی نگیرید و به هشدارهای آنها فکر نکنید. وارد شدن به یک زندگی جدید، آنقدر مبهم و حساس است که نمی توانید بدون آگاهی از خطرات احتمالی آن پا پیش بگذارید!





یه کلام دوستون دارم ()

مهریه:شاهرگ آقای داماد

عاشق دلباخته :: شنبه 9/11/89 ساعت 9:32 عصر


 






مهریه:شاهرگ آقای داماد




مهریه

 






 


مهریه های عجیب و غریب این روزها بهانه خبرهای زیادی است که دهان به دهان می چرخند و به رسانه ها می رسند. قرارهای عاشقانه ای که گاهی تاریخ انقضایشان در دادگاه خانواده سر می رسد و زوج های سرخوش دیروز را مقابل سه راهی زندان، بخشش یا پرداخت مهریه قرار می دهند...


 سفر به 120 کشور دنیا، 10هزار لیتر بنزین، دست راست و پای چپ داماد، شمش طلا هم وزن عروس، یک کیلو بال مگس و صدها مهریه عجیب و غریب دیگر که زمزمه شان شاید هیچ گاه به راهروهای دادسرا کشیده نشود.


 


 


 


 

 






 


 


سه سال قبل یکی از عجیب ترین مهریه های تاریخ ایران در شعبه 264 دادگاه خانواده به اجرا گذاشته شد: یک کیلو بال مگس! مهریه زنی که تنها به شرط دریافت آن حاضر به طلاق بود. او وقتی رو به روی قاضی قرار گرفت، گفت: «شوهر اولم‌‌ بعد از 6 سال‌ زندگی‌ مشترک ترکم‌ کرد، و شوهر دومم در اثر سکته مغزی درگذشت. تصمیم‌ داشتم‌ دیگر ازدواج‌ نکنم‌‌ اما دو سال بعد در محل کارم با پزشکی آشنا شدم که به من پیشنهاد ازدواج داد‌ و من با اصرارهای او راضی به این ازدواج شدم. او‌ می گفت سال‌ها پیش‌ از همسرش‌ جدا شده‌ و حالا همسر و فرزندانش در امریکا زندگی می کنند.»




آمارهای مرکز مطالعات جمعیتی آسیا و اقیانوسیه درباره نرخ مهریه زنان ایرانی نشان می دهد که میانگین مهریه زنان ایرانی تنها در 5 سال اخیر 3برابر شده است. در حقیقت میانگین مهریه که در 20 سال قبل 150 سکه طلا بود،


 در 5 سال گذشته به 450 سکه طلا افزایش یافته است




تجربه تلخ دو ازدواج دیگر، بهانه ای بود برای باز شدن پای شرط و شروط به این ازدواج: «گفتم مهریه ام باید یک خانه باشد و یک‌ کیلو بال‌ مگس»‌ مهریه ای که سعیده هیچ وقت فکر نمی کرد تصمیم به اجرا گذاشتن آن بگیرد: «5سال از زندگی مشترکمان می گذشت که فهمیدم شوهرم‌‌ دروغ‌ گفته.‌ او از همسر اولش‌ جدا نشده‌ بود و حالا که ماجرای ازدواج ما به گوش آن خانم رسیده بود، همسرم می خواست طلاقم دهد. من هم چون می دانم او نمی تواند یک‌ کیلو بال‌ مگس‌ را تهیه‌ کند، مهریه‌ام‌ را به اجرا گذاشتم تا مجبور شود با من‌ بماند.»


مهریه

اما عجیب تر از بال مگس، مهریه زن جوان دیگری بود که چند سال قبل در شعبه 263دادگاه خانواده تهران به اجرا گذاشته شد.


این زن که دست‌ چپ‌ هـمسـرش‌ را به عنوان مهریه خود انتخـاب‌ کـرده‌ بـود، بـا مـراجعـه‌ بـه‌ دادگـاه‌ خانواده گفت: «من‌ از بچگی‌ با دختران‌ فامیل‌ در رقابت‌ بودم‌ و می خواستم مهریه ای متفاوت داشته باشم.


از طرفی خانواده همسرم بسیار ثروتمند هستند و هر تعداد سکه‌ که‌ مهرم می کردند می توانستند بپردازند. بنابراین تصمیم گرفتم برای‌ محکم‌ کاری‌ دست‌ چپ همسرم را به همراه 700 سکه‌ مهریه‌ام‌ قرار دهم و آنها هم پذیرفتند.»


 




مهریه باید ارزش مالی داشته باشد یعنی قابل دریافت و استفاده باشد. علاوه بر آن  شرط اصلی در تعیین مهریه این است که زن هرگاه مهرش را درخواست کرد بتواند آن را بگیرد. اما برخی از مهریه ها به گونه ای هستند که دریافت آنها


 عملا ممکن نیست یا با دشواری زیادی همراه است. مثل


جمع آوری 5هزار صدف دریایی یا 500هزار گل ارکیده




اما سه سال بعد که زن جوان متوجه خیانت همسرش شد، به دادگاه خانواده رفت تا او را تنبیه کند: «مهریه ام را به اجرا می گذارم تا گوشه ای از بدی‌هایی‌ را که در حق من کرده، تلافی‌ کنم.» بعد‌ از ثبت‌ این‌ شکایت‌، چون مرد قادر بـه‌ پـرداخت‌ مهریه‌ همسرش‌ نبود، بازداشت‌ و روانه زندان شد!


قاضی خدایی، رئیس شعبه 264 دادگاه خانواده می گوید: «مهریه باید ارزش مالی داشته باشد یعنی قابل دریافت و استفاده باشد. علاوه بر آن، شرط اصلی در تعیین مهریه عندالمطالبه بودن آن است. به طوری که زن هرگاه مهرش را درخواست کرد بتواند آن را بگیرد. اما برخی از مهریه ها به گونه ای هستند که دریافت آنها عملا ممکن نیست یا با دشواری زیادی همراه است. مثل جمع آوری 5هزار صدف دریایی یا 500هزار گل ارکیده. در این موارد معمولا مرد راهی زندان می شود تا زمانی که مهریه یا معادل آن را پرداخت کند و یا زن از مهریه خود صرف نظر کند.»


 




عده ای صرفا برای متفاوت بودن و برتری جویی مهریه های نامتعارف را انتخاب می کنند که می توان گفت شکل تغییر یافته ای از چشم و هم چشمی است. یعنی فرد به حدی از ارقام نجومی مهریه اشباع شده که این بار به دنبال مطرح کردن و به رخ کشیدن خود از طریق یک مهریه نامتعارف و عجیب است. حتی اگر این مهریه ارزش مادی بالایی نداشته باشد




 



زیر پوست شهر



آمارهای مرکز مطالعات جمعیتی آسیا و اقیانوسیه درباره نرخ مهریه زنان ایرانی نشان می دهد که میانگین مهریه زنان ایرانی تنها در 5 سال اخیر 3برابر شده است. در حقیقت میانگین مهریه که در 20 سال قبل 150 سکه طلا بود، در 5 سال گذشته به 450 سکه طلا افزایش یافته است.


مهریه

شاهین زند، مشاور خانواده در این باره می گوید: «افزایش مهریه یک پدیده تک عاملی نیست و مسائل اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی در آن دخیل هستند. در حقیقت چشم و هم چشمی و مقایسه گری، ناامنی اقتصادی و ترس از طلاق دلایل مهریه های نامتعارف هستند. این نامتعارف بودن می تواند در میزان مهریه نمود پیدا کند یا در شکل مهریه. بالا رفتن آمار طلاق در سال های اخیر باعث شده برخی از زنان به حدی در مقابل آینده زندگی شان احساس ناامنی کنند که بخواهند این زندگی را به هر شکلی حفظ کنند و در این موارد است که مهریه هایی مثل رگ داماد، بال مگس و... مطرح می شود تا ضمانتی برای حفظ زندگی باشد.»


او ادامه می دهد: «اما من مراجعانی هم داشته ام که مهریه های عجیب شان به دلیل این حس ناامنی نبوده است. آنها صرفا برای متفاوت بودن و برتری جویی مهریه های نامتعارف را انتخاب می کردند که می توان گفت شکل تغییر یافته ای از چشم و هم چشمی است. یعنی فرد به حدی از ارقام نجومی مهریه اشباع شده که این بار به دنبال مطرح کردن و به رخ کشیدن خود از طریق یک مهریه نامتعارف و عجیب است. حتی اگر این مهریه ارزش مادی بالایی نداشته باشد.»


او تفکر نادرست و عقاید تحریف شده را بخش دیگری از پشت پرده مهریه های عجیب و غریب می داند و می گوید: «در بعضی از موارد، مهریه عجیب و غریب انتخاب بدی نیست. صرفا یک عمل نامتعارف است اما نه با شرع تضادی دارد و نه با قانون و نه با منطق. فقط با چهارچوب های عرفی جور در نمی آید که باید در این موارد سلیقه ای قضاوت کردن را کنار بگذاریم.»




یه کلام دوستون دارم ()

مچ گیری در جلسه خواستگاری

عاشق دلباخته :: یکشنبه 3/11/89 ساعت 10:48 عصر

پرسیدن سوالات معکوس در جلسات خواستگاری؟



گل آفتابگردان

«آدمی دایره نیست که فقط یک کانون داشته باشد؛ بلکه بیضی است و دارای دو کانون، که یک کانونش افعال است و کانون دیگرش افکار» ویکتور هوگو


از جمله ساده ذکر شده می توان دریافت که در بسیاری از موارد و زمینه ها، ما انسانها این توانایی  را داریم که برخلاف طرز تفکر و باور قلبی خویش، رفتار کرده و حتی مدتی زندگی کنیم و خودمان را به اطرافیان و دوستان طوری معرفی کنیم، که به واقع این چنین نیستیم. این طرز برخورد و رفتار شاید در رابطه با دوستان و همکاران، مشکلات خاصی را ایجاد نکند و یا زیانهای ایجاد شده ناشی از این مساله، آنقدر شدید نباشد که زندگی اطرافیان ما را دچار مشکلات خاص کند، اما همین نحوه عملکرد و یا گفتار در جلسات خواستگاری و آشنایی دختر و پسر می تواند صدمات گاه جبران ناپذیری به زندگی آنان وارد آورد.


گاه یکی از طرفین (دختر یا پسر) چنان شیفته و مدهوش طرف مقابل خویش می گردد که به هر قیمتی حاضر است با او همراه شود و لذا با همه شرط و شروط ها موافقت می کند و یا هر سئوالی از وی می شود، جوابی مناسب حال طرف مقابل می دهد.


 از مجموع خواستگاری کردن، رفتن و آمدن خانواده ها با هم ملاقاتهای دختر و پسر با یکدیگر، سخن گفتن و بررسی کردن معیارهای یکدیگر و هر آنچه که در این زمینه انجام می شود؛ تنها یک مساله، هدف اصلی است و آن این است که هر یک از دختر و پسر با زیرکی و به دور از وسوسه های ظاهری و به دور از چاپلوسی و یا دروغ به این نتیجه برسند که دیگری همان همراه و همراز حقیقی است که همواره در جستجویش بوده است. لذا در این یادداشت سعی خواهد شد روشی  از پرسش کردن در جلسه خواستگاری را به شما دختران و پسران جوان بیاموزیم تا بتوانید به شناختی همه جانبه و کامل از یکدیگر برسید.





گاه یکی از طرفین (دختر یا پسر) چنان شیفته و مدهوش طرف مقابل خویش می گردد که به هر قیمتی حاضر است با او همراه شود و لذا با همه شرط و شروط ها موافقت می کند و یا هر سئوالی از وی می شود، جوابی مناسب حال طرف مقابل می دهد




 


 


زمانی که دختر یا پسر در جلسات خواستگاری صداقت لازم را با هم داشته باشند، مسلماً در فرآیند شناخت از یکدیگر دچار مشکل نمی شوند و در نهایت در طی چند جلسه به این نتیجه خواهند رسید که مناسب یکدیگر هستند یا خیر؟ اما گاه در مجالس خواستگاری مشاهده می شود که یکی از طرفین به شکلی تعجب برانگیز با تمام ویژگیهای ما همسو است و حتی تمام شرایط ما را می پذیرد. اما براستی اگر تمامی ازدواج ها این گونه شروع شده باشد و تا این حد افراد با


 


دسته گل عروس

هم انطباق داشته اند، پس علل پیدایش این اختلافات و حتی طلاق ها چیست؟ موضوع روشن نیست که آیا واقعاً طرف مقابل چنین می اندیشد و یا برای اینکه ازدواج کند، در تلاش برمی آید تا خود را همگون جلوه دهد.


از طرف دیگر در برخی از موارد ما تمایل داریم نسبت به مساله ای آگاهی یابیم ولی نمی دانیم موضوع را چگونه مطرح کنیم که طرف مقابل دچار سوءتفاهم نشود و برداشت بدی از سئوال ما نکند (به علت حساسیت مساله) و لذا ما سردرگم می شویم که مساله به این مهمی را چگونه مطرح کنیم؟ شیوه برخورد با این مساله چیست؟


طرح کردن سوالات معکوس در بسیاری از زمینه ها مانند جنبه های اعتقادی (نماز خواندن و روزه گرفتن و...)، اشتغال زن، نحوه پوشش زن، دوستی های قبل از ازدواج و... می تواند مورد استفاده قرار گیرد



در پاسخ می توان گفت: شیوه برخورد با چنین مسائلی، استفاده کردن از روش «طرح سئوالات معکوس» است. برای درک این مساله برای شما مثالی می آوریم:


دسته گل

مثلاً شما فردی اهل سفر هستید و حداقل ماهی یکبار باید به یک سفر هر چند کوچک بروید. بنابراین تمایل دارید همسر آینده تان نیز دارای چنین  روحیه ای باشد و با شما در سفرها همراه شود. برای اینکه از نظر طرف مقابل تان مطلع شوید و  از طرف دیگر می خواهید پاسخ صادقانه ای از ایشان دریافت کنید می توانید بپرسید:


«اگر همسر آینده شما اهل سفر کردن و مسافرت نباشد و در این زمینه با شما همراهی نکند، نظر شما چیست؟»


در صورتیکه طرف مقابل جواب موافق بدهد و چنین برداشت کند که شما اهل سفر کردن نیستید و بگوید که من هم اهل مسافرت نیستم، شما توانسته اید به پاسخ مورد نظرخود دست یابید و حال آنکه اگر سئوال می کردید که آیا شما اهل سفر هستید؟ جواب «بله» می شنیدید و طرف مقابل را به درستی نمی شناختید.


این نوع سئوال کردن را در بسیاری از زمینه ها مانند جنبه های اعتقادی (نماز خواندن و روزه گرفتن و...)، اشتغال زن، نحوه پوشش زن، دوستی های قبل از ازدواج و... می توانید مطرح کنید.


نکته دیگر که باید در نظر داشت این است که گاه طرح سئوال به گونه ای جهت دار است و به شنونده القاء می کند که چگونه پاسخ دهد و یا اینکه پاسخ مشخصی را بدهد؛ مثلاً اگر سئوال شود که «من به نماز اول وقت خیلی اهمیت میدهم و از افراد کاهل نماز خوشم نمی آید. شما چطور؟» طبیعی است که برای ایجاد احساس رضایت در طرف مقابل باید پاسخ بلی داد، هر چند که در واقع چنین نباشد. بنابراین بهتر است این گونه سئوال شود «نظر شما در مورد انجام وظایف دینی مانند نماز خواندن و نخواندن چیست؟» این نحوه سئوال پرسیدن القا کننده نبوده و فرد را وادار می کند نظر شخصی خود را ارائه دهد.


البته معمولاً زمانی که نسبت به صراحت طرف مقابل، دچار تردید باشیم، خوب است که از شیوه دوم طرح سئوال استفاده شود در غیر اینصورت می توانید سئوالات خود را به صورت مستقیم و سرراست مطرح کنید. ولی در هر حال استفاده از شیوه های پرسیدن «معکوس و یا بی جهت» می تواند به اطمینان بخشی بیشتری بینجامد و لااقل در انتخاب خود تردید کمتری داشته باشید.


 


 


کپی برداری از مطالب وبلاگ من کاملا قانونی است   برای من افتخار بزرگیست



یه کلام دوستون دارم ()

مهریه های دردسرساز

عاشق دلباخته :: دوشنبه 27/10/89 ساعت 10:31 عصر

رمز عبور چهار تا 3333  


یه کلام دوستون دارم ()

شما چه جور عاشقی هستید؟

عاشق دلباخته :: دوشنبه 27/10/89 ساعت 10:16 عصر


شما چه جور عاشقی هستید؟


احساس


شما عشق را به چه چیزی تعبیر می کنید؟ دوست داشتن زیاد؟ احساس نزدیکی؟ فدا کردن خود؟ یا آتش و سوز و گداز؟ روانشناسان معتقدند که عشق تلفیقی از همه این هاست. در عین حال اصلی ترین پایه های یک رابطه عاشقانه را صمیمیت، تعهد و گرایش جنسی می دانند که مثلث عشقی را تشکیل می دهند. از نظر آنها این مثلث وقتی متساوی‌الاضلاع باشد یک عشق کامل و رابطه موفق بین شما و همسرتان وجود دارد. در غیر این صورت انواع دیگری از رابطه به وجود می آید که ممکن است رابطه شما را با مشکلاتی مواجه کند.



 


اشترنبرگ، روانشناس شناحتی، در پاسخ به سوال چگونه تو را دوست دارم؟ 8نوع دوست داشتن را مطرح می کند که از تغییر میزان ملاک های تعهد، صمیمیت و گرایش جنسی ناشی می شوند. با بررسی این الگوهای عشق ورزی می توانید نوع رابطه خود و نامزدتان را مشخص کرده و اگر لازم بود، این الگو را پیش از شروع زندگی تان اصلاح کنید.


 


1- فقدان عشق: در این رابطه هیچکدام از عناصر عشق وجود ندارند. ما معمولا این رابطه را در زندگی روزانه با مردم عادی مشاهده می کنیم. اگر احساستان با شریک زندگیتان از این نوع است باید گفت که رابطه تان در خطر است. به عبارت بهتر، یک ازدواج تحمیلی بی عاطفه برای هر دو طرف به چشم می خورد.


 


2-همدلی یا دوست داشتن: این احساس زمانی دست می دهد که گرایش جنسی و تعهد به مقدار کم وجود دارد. یا احتمالا وجود نداشته باشد.اما صمیمیت در حد بالائی وجود دارد این احساس را معمولا با دوستان صمیمی داریم.


 


3- شیفتگی وسوسه و شور و شوق: در این مورد گرایش جنسی و هیجان یا هوس شدید نسبت به برقراری رابطه وجود دارد و این چیزی است که ما را جهت برقراری رابطه بر می انگیزد. شیفتگی و شور و شوق از ویژگی های روابطی است که در آنها گرایش جنسی شدید است اما صمیمیت و تعهد در سطح ضعیفی قرار دارند. این رابطه هم بعد از مدتی محکوم به شکست می شود.


 


خانواده

4- عشق خالی: این عشق زمانی احساس می شود که تعهد قوی باشد اما گرایش جنسی و صمیمیت در سطح پائینی قرار دارد یا اصلا وجود ندارند. این ویژگی اغلب در زوج هایی دیده می شود که مدت زیادی از ازدواج آنها می گذرد و به خاطر بچه ها در کنار یکدیگر زندگی می کنند.


 


5- عشق رمانتیک: این عشق در بین زوجهائی دیده می شود که رابطه آنها تا اندازه ای تازه است گرایش جنسی و صمیمیت شدید است اما زوجها به اندازه کافی زندگی مشترک یا تجربه های مشترک ندارند که متقابلا احساس تعهد کنند.


 


6- عشق عاطفی: در این عشق صمیمیت و تعهد شدید اما گرایش جنسی ضعیف است. این عشق در مقایسه با عشق از نوع دوستی یا همدلی بهتر فهمیده می شود. در روابط دوستانه عمدتا صمیمیت وجود دارد و ابعاد گرایش جنسی و تعهد ضعیف تر هستند مگر در دوستی های خاص. عشق عاطفی یا عشق یاری در بین زوج هایی دیده می شود که به مدت تقریبا طولانی با هم هستند و از یکدیگر رضایت دارند.


عشق

7- عشق ساده لوحانه: در این نوع عشق گرایش جنسی و تعهد بالاست اما صمیمیت ضعیف است. این نوع عشق در بین زوج هایی دیده می شود که یک علاقه، زمینه کاری و خانوادگی یاهدف مشترک قوی دارند و به همین دلیل تصمیم می گیرند با هم ازدواج کنند. حتی اگر همدیگر را اصلا نشناسند. آنها پس از آنکه نسبت به هم متعهد می شوند احساس صمیمیت می کنند. گاهی هم احساس می کنند یکدیگر را دوست ندارند. نمونه این قبیل دوستی ها را در تب و تاب های دوران نوجوانی می توان دید که معمولا زودگذر و بی پایه و اساس هستند.


 


8- عشق تمام عیار: این عشق سه عنصر را به طور کامل در خود جا داده است. اشتنبرگ می گوید رسیدن به این مرحله خیلی ساده ت  از نگهداشتن آن است.


 



یه کلام دوستون دارم ()

ازدواج ترس ندارد!

عاشق دلباخته :: یکشنبه 26/10/89 ساعت 10:48 عصر


ازدواج ترس ندارد!



ازدواج

 


 






 


 


در شرایطی که خیلی از جوانان نبود امکانات را بهانه ازدواج نکردنشان می دانند، عده دیگری هم هستند که شرایط شان برای ازدواج مناسب است اما با این حال یا از خواستگاری رفتن طفره می روند یا در خانه را به روی هر خواستگاری می بندند. اگر شما هم جز این دسته از افراد هستید بهتر است یادداشت زیر را بخوانید تا بهتر با ترس های درونی تان از ازدواج رو به رو شوید!


 


 






 


 


 


- علت ترستان را مشخص کنید


ترس

بیشتر افراد از خود ازدواج نمی‌ترسند، بلکه از حواشی و احتمال وجود شکست در آن وحشت دارند. احساس می‌کنید که چه تغییری ممکن است ایجاد شود؟ بدترین تصویر ذهنی که شما را در مقابل ازدواج کردن خلع سلاح می‌کند، در ذهن خود مجسم کنید.


گاهی اوقات صحبت ها و گفتگوهای غیر منطقی و نادرستی که اطرافیان در مورد ازدواج به میان می آورند، باعث بروز این ترس می شود. گاهی اوقات مشاهده شکست اطرافیان و یا اختلافات دایمی والدین و گاهی اوقات وجود باورهای منفی در خود افراد باعث بروز این ترس می گردد.


البته امکان دارد در ابتدا علت واقعی مشکل تان را پیدا نکنید و لازم باشد که مروری بر گذشته خود، شرایط زندگی تان و... داشته باشید تا علت این مشکل را پیدا کنید.


 


- تصمیم بگیرید فرد مناسبی را برای ازدواج انتخاب کنید


گاهی اوقات ترس از ازدواج به خاطر تردیدی است که شما از طرف مقابل تان دارید. برای مثال شاید او را درست نمی شناسید و یا در مورد برخی از ویژگی های وی دچار تردید هستید و نمی دانید واقعا میان گفتار و رفتار وی هماهنگی وجود دارد یا خیر؟ در چنین شرایطی اول باید با خودتان صادق باشید یعنی بررسی کنید و ببینید که واقعا چه معیارهایی را برای ازدواج دارید؟ این فرد تا چه حد با معیارهای شما هماهنگی دارد؟ آیا برای شناخت او تلاش لازم را کرده اید؟ از بزرگترها و افراد صاحب نظر کمک و مشورت گرفته اید؟ و ... به کار بردن عقل سلیم، صداقت با خود، مشورت با اهل فن و... جز مهمترین اصولی است که در موفقیت ازدواج افراد نقش دارد. در میان گذاشتن  نگرانی با خواستگار می تواند به شما کمک کند تا احیانا این مساله را به اتفاق اورفع کنید.


 




 با خودتان صادق باشید و بررسی کنید که واقعا چه معیارهایی را برای ازدواج دارید؟ این فرد تا چه حد با معیارهای شما هماهنگی دارد؟ آیا برای شناخت او تلاش لازم را کرده اید؟ از بزرگترها و افراد صاحب نظر کمک و مشورت گرفته اید؟




- در مورد نگرانی هایتان با طرف مقابل صحبت کنید


تصور نکنید که صحبت کردن در مورد این نگرانی ها نشانه ضعف شماست، بلکه می تواند نشانه ای از قدرت شما باشد. گاهی اوقات میتوان این نگرانی ها را به اتفاق طرف مقابل حل نمود. برای مثال برخی از دختران هراس دارند که بعد از ازدواج فرصت کار در بیرون از منزل را از دست بدهند و به همین دلیل از ازدواج سر باز می زنند. در میان گذاشتن  نگرانی با خواستگار می تواند به شما کمک کند تا احیانا این مساله را به اتفاق اورفع کنید.


 


- توجه داشته باشید که ازدواج یک فرآیند پویاست


ازدواج

هیچ کس کامل نیست؛ نه شما و نه شریک تان. بنابراین اگر منتظر ازدواج با کسی هستید که هر روز در زندگی خود فقط رنگین کمان و طلوع خورشید را مشاهده کنید، مطمئن باشید که هیچ گاه نمی‌توانید ازدواج کنید. ازدواج موفق نیازمند تلاش سخت دو جانبه است و برای کامل کردن آن باید از زندگی خود برای آن مایه بگذارید.


خیلی ها با امیدها و آرزوهای واهی ازدواج می‌کنند و زمانی که زندگی روی جدی اش را به آنها نشان می دهد، تصمیم به خراب کردن ساخته هایشان می گیرند و به  طلاق پناه می برند. خودتان را برای عبور از دست اندازهای زندگی آماده کنید تا زمان مواجهه با آنها شگفت زده و متعجب نشوید.


بدترین اتفاق این است که تصور کنید در نتیجه ازدواج همه چیز باید خوب و در جای خود باشد. در حالیکه جنگ و نزاع، سوتفاهم، اختلافات و درگیری، اختلاف در عقاید و سلایق و .. اجزا جدایی ناپذیرازدواج است و البته کلید موفقیت در ازدواج نیز یافتن راههای هماهنگی با همسر و پیدا کردن روشهایی برای غلبه بر این مشکلات است. بنابراین کسب دیدگاه منطقی در مورد ازدواج از راه های اصلی غلبه بر ترس از ازدواج است.


 




بدترین اتفاق این است که تصور کنید در نتیجه ازدواج همه چیز باید خوب


و در جای خود باشد. در حالیکه جنگ و نزاع، سوتفاهم، اختلافات و درگیری، اختلاف در عقاید و سلایق و .. اجزا جدایی ناپذیرازدواج است




 


- مشاوره پیش از ازدواج را فراموش نکنید


این بدان معنا نیست که شما مشکل دارید بلکه به معنای آن است که می خواهید از توصیه های حرفه ای برای انتخاب همسر استفاده کنید. همچنین گذراندن دوره های آمادگی ازدواج نیز توصیه می شود. این دوره ها می تواند شامل آموزش شیوه های درست انتخاب همسر باشد و هم می تواند شامل کلاسهایی باشد که روشهای شادزیستن در زندگی زناشویی را به شما آموزش دهد.


 


مشاوره

- مشورت با افرادی که ازدواج موفقی داشته اند


یکی دیگر از راههای غلبه بر ترس از ازدواج صحبت با افرادی است که ازدواج موفقی را پشت سر گذاشته اند. این افراد می توانند گواهی دهند که آنها نیز قبل از ازدواج نگرانی هایی داشته اند و همچنین با ارایه توصیه هایی به شما می توانند کمکتان کنند تا ازدواجی شاد را برای خودتان برنامه ریزی کنید.


همچنین معمولاً آنها در حرف‌هایشان به این نکته هم اشاره می‌کنند که: "همیشه سعی می‌کنیم از رفتار بد کوچک یکدیگر چشم پوشی کنیم" ، اما توجه داشته باشید که نیازهایتان را پیش از هر چیز باید با شرک زندگیتان در میان بگذارید. از این طریق هم شریکتان متوجه نیازهای شما می‌شود و هم میتوانید در رابطه خود به موفقیت دست پیدا کنید.


 


- با خودتان و همسر آینده تان صادق باشید


به این مساله توجه داشته باشید که ترس از ازدواج تا حدی طبیعی است اما از طرف دیگر اگر این ترس از حد طبیعی خود خارج شود نشان از آن است که شما آمادگی لازم جهت ازدواج را کسب نکرده اید. مطالعات وسیع در این زمینه، شرکت در کلاسهای آمادگی ازدواج و ... می تواند در این زمینه به شما یاری برساند.


 


- ببینید که کدامیک از جنبه‌های ازدواج در نظر شما و در نظر طرف مقابل از اهمیت خاصی برخوردار می‌باشد.


دقت کنید که در صورت ازدواج شما دو نفر با هم، شما و همچنین شریک زندگی و افراد دیگر خانواده چه تغییراتی را از خود نشان خواهند داد. اگر در مورد پیامدهای ازدواج صادق باشید بهتر می‌توانید معنا و مفهوم ازدواج را درک کرده و ببیند که با شرایط فعلی شما و فرد مورد نظرتان همخوانی دارد و یا خیر.


 


یه کلام دوستون دارم ()

شما عاشق ترید یا او؟

عاشق دلباخته :: جمعه 17/10/89 ساعت 8:37 عصر


شما عاشق ترید یا او؟


ترازو


احتمالاً با چنین احساسی آشنایی دارید. شما عاشق هستید ولی به احساس همسر یا نامزدتان اطمینانی ندارید. مطمئنید که زوج مناسبی هستید ولی او احساس هیجان نمی کند. زمانی که نزد شما حضور ندارد پیوسته به او می اندیشید. اما به نظر می رسد او بدون حضور شما مشکلی ندارد. اینها چه مفهومی دارد؟ اینکه شما رابطه ای نا موفق دارید.


در یک رابطه سالم اینکه احساسات یکی از طرفین قویتر از دیگری باشد در هردو طرف رابطه به چشم می خورد. به گونه ای که زمانی یک طرف به دنبال دیگری است و زمانی دیگری او را دنبال می کند.


 


اگر در رابطه ای تنها یک طرف از نظر عاطفی تعقیب کننده و طرف دیگر تنها تعقیب شونده باشد این رابطه سالم نیست. تعادل ندارد و محکوم به شکست است.


 اما چگونه متوجه شوید که به شما عشق می ورزند یا نه؟


 


 


در زیر نشانه های هشدار دهنده ای را مشاهده می کنید که حاکی از اینست که در رابطه ای به سر می برید که بیشتر از آنچه به شما عشق بورزند عشق می ورزید. برای عباراتی که اغلب احساسات و رفتارهایتان را توصیف می کنند یک امتیاز در نظر بگیرید و بکوشید حتی اگر ماجرا ناخوشایند است با خود صادق باشید.


 


1- معمولاً شما از نظر فیزیکی به ابراز محبت اقدام می کنید.


 


2- معمولاً شما می خواهید صمیمی و مهربان باشید در حالیکه محبوبتان تنها در اندیشه ایجاد ارتباط است.


 


3- معمولاً شما می کوشید همراه او باشید و کارهایش را انجام دهید در حالیکه او به ندرت چنین کارهایی می کند.


 


4- معمولاً شما نخست در ابتدای رابطه در مورد او با خانواده خود حرف می زنید.


عشق

 


5- معمولاً شما برنامه ریزی یک ملاقات را انجام می دهید و او بدون نشان دادن شور و هیجان تنها در آنها شرکت می کند.


 


6- معمولاً شما هیجان زیادی را برای تداوم رابطه نشان می دهید ولی او در این مورد بی تفاوت است.


 


7- معمولاً شما در برخی از مناسبت های خاص هدیه هایی به او می دهید که از پیش گزیده شده هستند اما او در آخرین لحظات به این فکر می افتد و هدایای او هم جنبه شخصی ندارند.


 


8- معمولاً شما بیشتر با او در تماس هستید.


 


9- معمولاً شما در هنگام بحث درباره رابطه آینده و احساسات ، متوجه می شوید که او یا سکوت می کند یا می کوشد بحث را عوض کند.


 


10- معمولاً شما خود را با روش زندگی و عادات و برنامه های او وفق می دهید در حالیکه او تلاشی برای وفق دادن خود با شما نمی کند.


 



نتیجه آزمون



2 امتیاز : رابطه ای متعادل دارید و به احتمال زیاد به همان اندازه که عشق می ورزید دریافت می کنید. در زمینه هایی که امتیاز گرفته اید بیشتر بیندیشید و نیازهایتان را مطالبه کنید.


 


عشق

3 تا 5 امتیاز:


می خواهید خود را متقاعد کنید که به اندازه کافی به شما عشق می ورزند در حالیکه اینگونه نیست. شما می کوشید عشق و محبت او را جلب کنید ولی او در جهت جلب علاقه شما تلاش نمی کند. یا روحیه ای منفعل دارد یا اصلاً شما را دوست ندارد. از اینکه به تنهایی به کاری بپردازید بپرهیزید و متوجه شوید که او هم در این راه به شما کمک می کند یا نه. اگر کمکی مشاهده نمی کنید ادامه این رابطه درست نیست.


 


5 تا 7 امتیاز: با این رابطه دردناک چه می کنید؟ لازم نیست خودتان را فریب دهید. شما به اندازه ای که استحقاق دارید عشق دریافت نمی کنید. اعتماد به نفس شما به قدری پایین است که به لقمه ای نان دلخوش کرده اید و آن را کافی می دانید. شما در ارتباطی ناسالم به سر می برید و هرچه بیشتر به این رابطه ادامه دهید بیشتر دچار صدمات روحی خواهید شد. آخرین هشدارها را به او بدهید و اگر تأثیری ندیدید به رابطه پایان بدهید و یاد بگیرید خودتان را دوست داشته باشید.


 


8 تا 10 امتیاز: این چه رابطه ای است؟ شما دچار توهم ایجاد رابطه شده اید. همواره از خود ایثار نشان می دهید ولی چیزی دریافت نمی کنید. این عشق نیست. خودکشی روانی است. شما آمادگی ایجاد یا تداوم رابطه را ندارید. پیش از اینکه دیر شود رابطه خود را قطع کنید و نزد مشاور بروید تا به شما کمک کند.


 


یه کلام دوستون دارم ()

عاشق شدن یا عاشق ماندن؟

عاشق دلباخته :: یکشنبه 16/8/89 ساعت 8:56 عصر


عاشق شدن یا عاشق ماندن؟


همسر

در خصوص عشق، ارتباط، ازدواج و چگونه عاشق ماندن، یک نکته اساسی وجود دارد و آن، این است که ارتباط عالی و بی ‌نقص تصادفی به دست نمی‌ آید.


 


در حقیقت این موضوع نه تنها در مورد ارتباطات شما بلکه در مورد هر چیز دیگر در زندگی صحت دارد. هیچ چیز تصادفی اتفاق نمی‌ افتد و هر رویدادی دلیلی دارد. مثلا زوج‌هایی را در نظر بگیرید که عاشق هم شده و عشقشان پایدار باقی مانده است. عاشق شدن و عاشق ماندن دو مقوله کاملا متفاوت است.


عاشق شدن به مراتب آسان ‌تر از عاشق ماندن است، اما در خصوص زوج‌ هایی که به هر دو موضوع رسیده‌ اند و علاوه بر عاشق شدن، عشق شان پایدار باقی مانده، این سوال مطرح است که آنها چه کرده ‌اند؟ آنها چگونه بر مشکلات فائق آمده و امری را که به نظر می ‌رسد اکثر زوج‌ها قادر به تحقق آن نیستند، انجام داده‌اند؟


 


واقعیت این است که چند روش وجود دارد که آتش عشق میان همسران را همواره شعله ‌ور نگه داشته و ارتباط آنها را با هم همچنان مطلوب نگه می‌ دارد. در این میان سه راز وجود دارد که با به ‌کارگیری آنها می ‌توانید عشق خود را تا آخر عمر تضمین کنید:




در هر ارتباطی، این کلمات هستند که می ‌توانند خاصیت شفابخشی یا خصلت ضربه‌ زنندگی داشته باشند.


راز اول: استفاده از کلمات جادویی


همسرانی که همواره عاشق هم هستند، متفاوت از دیگر زوجینی که همواره در ارتباطاتشان مشکل دارند، با یکدیگر صحبت می‌ کنند.


نه تنها این زوجین به طور متفاوتی با هم صحبت می‌ کنند، بلکه از کلمات متمایزی نسبت به سایرین در حین صحبت استفاده می‌ کنند.


آنها از «کلمات جادویی» استفاده می ‌کنند، به طوری که به جای ایجاد دعوا بینشان، باعث عشق بیشتر در میانشان خواهد شد.آنها از کلماتی استفاده می ‌کنند که همسرشان را به جای کسل شدن، علاقه ‌مند به صحبت می‌ کند.


در هر ارتباطی، این کلمات هستند که می ‌توانند خاصیت شفابخشی یا خصلت ضربه‌ زنندگی داشته باشند. واقعیت این است که کلمات می ‌توانند باعث عاشق ماندن زوجین یا از بین رفتن ارتباط آنها و حتی رسیدن به مرحله طلاق و جدایی شود.


همسر

کلمات معجزه می ‌کنند. اگر کلمات نادرست را در جای ناصحیح استفاده کنید، ارتباط شما تبدیل به جهنم می ‌شود؛ اما استفاده از کلمات صحیح در مکان مناسب می‌ تواند معجزه کند.این کلمات جادویی قلب شما و همسرتان را می ‌گشاید و عشق بیشتری خلق کرده و باعث عمق یافتن رابطه عاشقانه شما با همسرتان خواهد شد.


کلماتی وجود دارند که شما می‌توانید بارها و بارها از آنها استفاده کنید تا ارتباطتان با همسرتان بهتر شود. برای مثال جمله ی  زیر و چگونگی استفاده از آن می ‌تواند زندگی شما را دگرگون کند:


« به خاطر این که ارتباطمان برای من خیلی مهم است »...


با گفتن این کلمات، همسرتان طالب خواهد بود تا بقیه جمله را بشنود و بداند که اهمیت ارتباط شما با او موجب چه خواهد شد. این کلمات، اهمیت عشق شما را به همسرتان مشخص می‌ کند.


پس از به کار بردن این عبارت شما می‌ توانید درخواستی را مطرح کنید یا به نکته ‌ای که اخیرا از خود کشف کرده‌ اید، اشاره کنید.


در همین جا مناسب است که به نکته ‌ای اشاره شود. خوب است بدانید که دلایل زیادی وجود دارد که باعث ایجاد چالش میان افراد می ‌شود که 5 مورد عمده آنها عبارتند از:


1- ترس


2- باورها و شرایط اجتماعی که به درد ما نمی ‌خورند


3- تمایل به این که همواره حق با ماست


4- گوش نکردن به طرف مقابل


5- فرار کردن


ترس، قاتل خاموش روابط عاشقانه شما با همسرتان است. اگر از بسیاری از افراد بپرسید که آیا در ارتباطاتشان ترس وجود دارد احتمالا پاسخ منفی خواهند داد.


اما اگر بیشتر به ارتباط آنها توجه کنید خواهید دید که آنها احساسات واقعی خود را مخفی می‌ کنند، چرا که از عکس‌العمل همسرشان نامطمئن هستند. این درواقع همان ترس است.


شرایط اجتماعی و باورهای غلط ما هم در برخی موارد باعث مشکلات ارتباطی و حتی اثرات جبران ‌ناپذیری می ‌شود. مثلا خانمی را می ‌شناسم که تنها به خاطر این که به احساسات همسرش لطمه نزند با او ازدواج کرده است. این مساله می‌ تواند خطرناک باشد. او تنها به این دلیل که به احساسات همسرش صدمه وارد نکند به زندگی ناخوشایند خود ادامه می‌ دهد، چراکه از کودکی به او این ‌طور آموزش داده شده است.


یکی دیگر از دلایل رایج چالش‌ها در ارتباطات زناشویی، این است که افراد تصور می‌ کنند حق با آنهاست. با این تفکر، در واقع دیوارهای محکمی در اطراف خود می‌ سازند که از ارتباطات سالم جلوگیری می‌ کند.


بهتر است هر گاه احساس کردید که حق با شماست به این سوال فکر کنید: می ‌خواهید حق با شما باشد یا زندگی عاشقانه ‌ای با همسرتان داشته باشید؟


چهارمین چالش، گوش نکردن به حرف طرف مقابل است. برخی هم گوش می‌ دهند اما سعی نمی‌ کنند تا حرف دیگری را بفهمند چون از نقطه نظر خود به گفته ‌های طرف مقابل گوش می ‌دهند. حقیقت این است که اگر شما به حرف همسرتان به قصد فهم و درک آن توجه نکنید، بین ‌تان فاصله می‌ افتد.


مورد آخر، نوع واکنشی است که شما در هنگام کشمکش با همسرتان نشان می ‌دهید. وقتی ناسازگاری بالا می ‌گیرد بیشتر ما سعی می ‌کنیم هر کاری برای اجتناب از ادامه روند بحث و نزاع در پیش بگیریم. وقتی به جای ماندن و حل بحث، سعی می‌ کنیم از موضوع فرار کنیم مشکلات عمده‌ای ایجاد می ‌شود.


همسر

راز دوم: با همسرتان در یک تیم بازی کنید


همسرانی که عاشق هم شده و عاشق هم باقی می ‌مانند، دیگر به رقابت با هم نمی ‌پردازند. اغلب زوج‌ ها درباره مسائل کوچک و بزرگ حتی به روش‌ های بچگانه با یکدیگر به رقابت برمی‌خیزند و وقتی متوجه در خطر قرار گرفتن ارتباطشان می ‌شوند که دیگر خیلی دیر شده است.


اما چرا؟ دلیل این موضوع خیلی ساده است: هیچ جایی برای رقابت در ارتباط بین زوجین وجود ندارد. اگر شک دارید، امتحان کنید. بار دیگری که شما و همسرتان به روشی دوستانه با یکدیگر به رقابتی هرچند کوچک پرداختید، پس از پایان موضوع، این سوال ساده را از خود بپرسید: آیا من احساس نزدیکی و ارتباط بیشتر با همسرم می‌ کنم یا احساس می‌ کنم از او فاصله گرفته و ارتباطم با او کم شده است؟ به احتمال قوی اگر بین شما هر گونه رقابت و مسابقه ‌ای وجود داشته باشد، ارتباط شما با یکدیگر کمتر خواهد شد و ناخودآگاه از همسرتان فاصله خواهید گرفت.


نکته کلیدی اینجاست:  برای عاشق ماندن همواره با همسرتان در یک تیم بازی کنید نه در تیم‌های مقابل هم.



با تحسین متقابل زن و شوهر از یکدیگر، ارتباط آنها باهم رنگ و بویی عاشقانه می ‌یابد و عشق آنها تعمیق می ‌شود.

راز سوم: همدیگر را تحسین کنید


همسرانی که عاشق هم باقی می ‌مانند همواره به خود و همسرشان یادآوری می ‌کنند که چه چیزهایی را درباره یکدیگر دوست داشته و ستایش می‌ کنند.


می ‌توانید هر از گاهی از همسرتان سوال کنید که «تو چه چیزی را در مورد من دوست داری و تحسین می‌ کنی؟» شاید بسیاری از مردم تصور کنند که برای زوج ‌هایی که سالیان سال با هم زندگی کرده‌ اند صحبت درخصوص آنچه که درباره همسرشان دوست دارند، کاری احمقانه است.


اما مطمئن باشید که این روش جواب خود را پس داده است.


می ‌توانید این روش را در ارتباط خود با همسرتان به کار ببندید و به تغییرات شگرفی که در ارتباطتان رخ خواهد داد توجه کنید.


خیلی راحت به همسرتان بگویید: چیزی که واقعا باعث می ‌شود که من تو را تحسین کنم این است که ... و ادامه جمله را با آنچه که در مورد او دوست دارید کامل کنید. این جمله می ‌تواند در ارتباطات شما معجزه کند.


با تحسین متقابل زن و شوهر از یکدیگر، ارتباط آنها باهم رنگ و بویی عاشقانه می ‌یابد و عشق آنها تعمیق می ‌شود. البته تنها با تحسین یکدیگر نمی ‌‌توان تمام مشکلات موجود در ارتباط بین زن و شوهرها را حل کرد، بلکه می ‌توان گفت تجربه نشان داده وقتی شما مرتبا به همسرتان می‌ گویید که چقدر برای او احترام قائل بوده و او را دوست دارید، ارتباطتان بهتر خواهد شد.


حال با به‌ کارگیری این 3 راز ساده سعی کنید زندگی خود با همسرتان را به یک داستان عاشقانه و ماندگار بدل کنید. مطمئن باشید که موفق خواهید شد.


یه کلام دوستون دارم ()


لیست کل یادداشت های این وبلاگ

خدمت گذار شما
چرا مردها همیشه در رویای یک زن زیبا هستند ؟
با دخالت خانوادهها چه کنیم؟
5 باور غلط درباره ازدواج
[عناوین آرشیوشده]

About Us!
عاشق دلباخته
مدیر وبلاگ : عاشق دلباخته[117]
نویسندگان وبلاگ :
پریچهر
پریچهر (@)[0]


تبلیغات شما در وبلاگ من باسلام من آماده همکاری با کلیه وب مستمریها و سایتهای تبلیغاتی هستم شماره تماس ........ لطفا ازقسمت کامنت (نظرها)بپرسید متشکرم مدیر وبلاگ ؟؟؟؟....
Hit
مجوع بازدیدها: 645755 بازدید

جدول لیگ برتر

ابزار وبمستر


Day Links
بازی آنلاین فلش - فلش خور [5]
ارکیده تنها [190]
[آرشیو(2)]


Notes subjects


انتظاری شیرین و فرهاد[33] . مشاوره ازدواج[20] . http://farhad1362.parsiblog.com/Profile . بی بفایان . داستان عاشقی یه دختر تنها . دختر پرورشگاهی * طلاق* . عاشق دلباخته . لطفا بر روی عکسهای عاشقانه کلیک کنید .

Archive


خسته ام از عشق از دنیا از خودم [38]
زندگی یک نفس است [27]
شیطان پرستان
درباره ازدواج [38]
عشق [9]

links
زلیخا عشق نمی داند
مجموعه قطعات عاشقانه
وقتی که عاشقم شدی
اس ام اس عشقولانه
مجنون
زن متولد اسفند، نماد : حوت
مرد متولد اسفند، نماد : حوت
زن متولد بهمن، نماد : دلو
مرد متولد بهمن، نماد : دلو
زن متولد دی، نماد : جدی
مرد متولد دی، نماد : جدی
زن متولد آذر، نماد : قوس
مرد متولد آذر، نماد : قوس
زن متولد آبان، نماد : عقرب
مرد متولد آبان، نماد : عقرب
زن متولد مهر، نماد : میزان
مرد متولد مهر، نماد : میزان
زن متولد شهریور، نماد : سنبله
مرد متولد شهریور، نماد : سنبله
متولــــــــــدین مــــــــــــرداد مـــــــــاه
متولــــــــــدین مــــــــــــرداد مـــــــــاه
متولــــــــــدین تیــــــــــر مـــــــــاه
متولــــــــــدین تیــــــــــر مـــــــــاه
متولــــــــــدین خــــــرداد مـــــــــاه
متولــــــــــدین خــــــرداد مـــــــــاه
متولــــــــــدین اردیبهشت مـــــــــاه
متولــــــــــدین اردیبهشت مـــــــــاه
متولــــــــــدین فــــــــــــروردین مـــــــــاه
متولــــــــــدین فــــــــــــروردین مـــــــــاه
عشق چیست ؟؟؟
چگونه او را عاشق تر کنیم
برای ازدواج گواهی نامه بگیرید
حرف هایی با بوی ازدواج
بهترین جهیزیه برای دختران تبیانی
طلاق چرا؟
زوج‌های ایرانی در مهارت‌های ارتباط جنسی با همسر خو
۶۰ درصد زنان تهرانی از رابطه با همسران
طلاق در سنین کلاغ
تا دوسال بعداز طلاق ازدواج نکنید
دختر پرورشگاهی
بلاگفا و پرشین بلاگ فیلتر شدند .
کانون هواداران باشگاه تراکتورسازی تبریز با صدور بی
عشق مادون فکر ممنوع
همسر شایسته من کیست؟
طالع بینی جدید و جذاب ازدواج
برای مردانی که از همسران خود خسته‌اند!
تست شخصیت با میوه مورد علاقه شما
تفاوت سنی چقدر اهمیت دارد؟
ازدواج نکنید اگر...

LOGO LISTS



Submit mail